تجربه تركيّه
شايد روزي ديگر هم اين حكايت را ـ البته به اجمال و اشاره ـ از همين دريچه براي رهگذران كوچه روايت كرده باشم. حالا قند مكرّر است. چون حتّي خواب و خيالش هم به ذائقه آدمي شيرين ميآيد.
سال 84 بود و راديو تهران، دريچهاي را به خانة ملّت باز كرده بود كه معمولاً باز ميكند. شايد "اف.ام" بود و شايد مخفّف فرمايشات مستقيم يا فيوضات مجلس يا عبارت ديگري از همين قبيل بود. آن روز، نگارنده هم مستمع بود و ميشنيد. خدايش نگهدار باد. وزير اقتصاد را ميگويم. سخن بسيار ميگفت. از مجموعه سخنان وي، اين جمله را همچنان هنوز به خاطر دارم: تركيّه را نگاه كنيد. تورّمش دو رقمي بود. يكي از بزرگترين موفقيّتهاي دولت تركيّه اين است كه نرخ تورّم را يك رقمي كرد.
مفهوم كلام جوانمرد اين بود كه ما هم ميخواهيم همين كار را بكنيم. خود من هم در دل گفتم خدا را چه ديدهاي؟ چه بسا كه همينطور بشود. و چه خوب است كه در طريق انجام چنين كاري، هم اهل دانشاند هم اهل تجربه. دانش را كه اسماً و علماً در اختيار دارند، تجربه را هم كه خوشبختانه رسماً و عملاً (همانطور كه ميشنوم) باور دارند. يعني لااقل غيرمستقيم، موفقيّت يك كشور همسايه در تبديل نرخ دورقمي به يك رقمي، پذيرفته شده و به عنوان الگو معرّفي ميشود. كسي نيز نميتواند طعنه بزند و بگويد: هوم! تكنوكراتها و ليبرالها از اين مثالها بسيار آوردهاند و بسيار ميآورند. نه، اين بار كلام از زبان جوانمردي شنيده ميشود كه با هيچكدام از اين قبيل دشنامهاي خوشنام، سنگسار نميشود.
شنيده بوديم در روزي روزگاري نه چندان دور، منحني نرخ تورّم تركيّه چنان سيرصعودييي داشته كه دو رقمياش به سمت سهرقمي در حركت بوده، بعد با اقدامات مؤثّر به سير نزولي روي آورده و ترقّي معكوس كرده است. يكي از مواردي كه ترقّي معكوس (يا تنزّل ممدوح) بد نيست، بلكه به قول اصفهانيّون خيليام خُبِس، همينجاست. خدا ميداند به عنوان همان مستمع راديويي در همان نيمهي سال 84، چقدر احساس خوشحالي و خوشوقتي و خوشبختي كرديم از اينكه شنيديم "ديگر قرار نيست بسوزند عاشقان". البته از اوّل هم قرار نبوده، ولي كاري است كه نبايد ميشده و شده، و حالا ديگر قرار نيست بشود. و اين، خيلي عالي است. عليهذا آنروز و آنشب كه نطق وزير اقتصاد را شنيدم، با تكرار و تجديد تصوّر نرخ نزولي تورّم در پردة ذهنم (كه مثل آزمايش معروف پاولوف هِي موجب ترشّح بزاق يك رقمي در زير زبانم ميشد)، مدام اين مصرع از غزل مرحوم عارف قزويني را با خودم زمزمه ميكردم كه: بهبه! "در چه ره خرج كنم اينهمه دارايي را".
سه سال بعد. (عين فيلمهاي سينمايي). و حالا سال 87 ميباشد! دو انگشت به علامت پيروزي، رو به بالا ميباشد، دو انگشت هم به علامت عكس و در جهت مخالف، روبه پايين ميباشد. همين عدد 87 را عرض ميكنم. يعني چه؟ يعني از يكطرف جديداً گفته ميشود اصلاً قرار بوده نرخ تورّم تا 70 ـ 60 درصد بالا برود ولي ما نگذاشتهايم اينطور بشود و منحني نرخش را كشيدهايم پايين تا رسيده به 18 درصد. و در واقع به اين ترتيب چيزي قريب به 52 درصد پيروزي و دارايي به دست آوردهايم. امّا از طرف ديگر، كساني ديگر كه نميتوانند اين درصد بالاي تفاوت را تحمّل و تصديق كنند (و مقداري مرض هم دارند علاوه بر مقداري غرض!)، اينها باز گوشِ خيلي كرِشان را سپردهاند به همان حرف و حديث راديويي سال 84 و مرتّباً ميگويند پس چه شد آن نرخ دورقمييي كه قرار بود يك رقمي شود و مثلاً 19 به 9 تبديل شود و خوشبختانه برايش الگوي عيني هم از همين نزديكيها (تركيه) استخراج شده و معرّفي شده بود و اينها؟!
ـ ملاحظه ميكنيد؟ اينها عدد 10 (19 منهاي 9) را ميشنوند ولي عدد 52 (70 منهاي 18) را نميشنوند. خيلي كرند. حتّي ميشود گفت كور هم هستند. يكي را ميبينند، يكي را نميبينند.
امّا از همهي اينها گذشته، از اين دولت و آن دولت گذشته، از اين وزير و آن وزير گذشته، از شوخي و جدّي گذشته، راستي اگر راست است كه نرخ دورقمي تورّم تركيّه به يك رقم تبديل شده است، آيا نميتوان از دولت همسايه و همكيش پرسيد كه فوت و فنّ كار چگونه بوده و چه تجربههايي در اين باب وجود دارد و قابل انتقال هم هست؟ اينجا كه ديگر سخن از اروپا و آمريكا در ميان نيست تا گفته شود تجربههاي آنها براي زبالهدان تاريخ خوب است. اينجا تركيّه است، كه گفته ميشود هم اكثريت ملّتش مسلمان و معتقد است، هم اكثريت مجلس و دولتش. و اين حرف (يعني خبر تبديل نرخ تورّم تركيّه از دو رقم به يك رقم) نيز در زمان و مكاني بر زبان آورده شده كه هم گويندهي ايراني دولتياش حزباللهي و اصولگرا بوده و هم شنوندهي ايراني مجلسياش.
پس ديگر چه رادع و چه مانعي براي پرسيدن و تجربه آموختن؟ نه اينست كه دين ما به ما ميگويد: خُذِ العلمَ، خذالحكمه، وَلَوْ مِن اهلِ الشّرك، ولو من اهل الضّلال؟ دانش و حكمت را بگيريد، حتّي از مشركان و گمراهان؟ تا چه رسد (به قول خودتان) به اسلامگرايان؟ تا چه رسد به عبدالله گل و رجب طيب اردوغان؟! مگر تحليل و تفسير رسمي و رسانهاي خود ما، درباره اسلامگرايان ترك، اين نيست كه مستقلاند و مردمياند و اسلامياند و آمريكا گرا نيستند و بلكه دولتهاي اروپايي و آمريكايي از روي كارآمدن آنان ناراضياند و آنها عليرغم سياست غربيها و تمايل رفقاي نظامي و قضايي و اقتصادي و سياسيشان در تركيّه با رأي اكثريت مردم و متأثّر از موج اسلامي ايراني دهههاي اخير زمام قدرت را به دست گرفتهاند؟
پس به اين ترتيب، حالا كه همگان ميگويند بسياري از بحرانها را تورّم ترتيب ميدهد، چرا صادقانه و فروتنانه از مجموعه يا به قول امروز از پكيجِ عينيِ همين كشور همسايهي همكيشِ وزيرپسند (وزير دارايي پسند) خودمان نميآموزيم؟ نبايد از تجربههاي خوب ديگران بياموزيم؟ پاسخ بايد عليالاصول مثبت باشد، مگر اينكه كسي بگويد وزير سابق اقتصاد و داراييمان(مرحوم دانش جعفری!) چنين چيزي نگفته و اگر گفته بيخود و بيجا گفته و (اگر، هم گفته و هم با خود و باجا گفته) ما اساساً تجربه تركيه را قبول نداريم، عاشق چشم و ابروي رجب يا عبدالله هم نيستيم كه آن ترانه و تصنيف مشهور را بخوانيم: دل بردي از ما* به يغما، اي ترك غارتگر من!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* اصل: من







