تبليغاتX
دریچه
........برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه

 

 

 

                                                     معادلة جادّه و جنگ؟

 

ـــ جادّه‌هاي كشور ما را در بسترسازي براي تصادف كردن و كشته و مجروح دادن و به طور كلّي ميزان خسارات و تلفات، داراي رتبه اوّل معرّفي كرده‌اند. اين تقصير كيست؟ دولت يا ملّت؟

- رتبه اوّل آوردن به هر حال جاي شكر دارد! چندي پيش از نظر ميزان آلودگي هواي تهران هم به همين مقام دست پيدا كرده‌ بوديم.

ـــ از ياد نبايد برد كه اوّلاً ما نه در امور منفي بلكه در امور مثبت هم اين قبيل‌ رتبه‌ها را داشته‌‌ايم و داريم. يكجانبه نگريستن، يا بي‌انصافي و سياه‌نمايي (منفي‌بافي) است يا تملّق و از خود راضي بودن (خوشبيني افراطي و مثبت‌پنداري) است و در هر حال، اغراق و غلوّ در هر زمينه اعّم از منفي و مثبت، نارواست. ثانياً وقتي از دولت سخن مي‌گوييد، بايد اين واقعيّت را نيز آشكار كنيد كه آيا هميشه مراد و منظورتان همان اعضاي كابينه و شخص رئيس جمهور است؟ يا قوّه مجريّه است؟ يا حتّي (فراتر از آن)، دولت به اعتباري مي‌تواند همه قواي حاكم بر كشور را شامل شود؟

احمد و بيژن و جميل و داوود و هدايت و وحدت و زهره، يا نام‌هاي ديگري كه مي‌توانيم ثبت و ضبط كنيم، در واقع همان "خود ما و شما" است. نام‌ها و نشان‌ها ما و شماييم، خواه به ترتيب حروف الفبا در ميان آيد و خواه به ترتيب حروف ابجد. نقد و نظرهايي كه نقل شد، قول دوستاني است كه گاه و بيگاه در جمع دانش‌آموزي و دانشجويي‌شان، به قصد مباحثه و مناظره بر زبان مي‌آورند و نقد و نظر دوستان ديگري را طلب مي‌كنند كه سمت استادي و معلّمي دارند. سنّ و سال‌ها متفاوت است، شأن و شخصيّت‌ها متفاوت است، علم و عقل‌ها نيز، نقد و نظرها نيز.

آن روز كه احمد و بيژن و جميل دربار‌ه جادّه‌هاي كشور اظهارنظر كردند، هدايت گفت: خسارت‌هاي‌ جادّه‌ها به جسارت‌هاي آدم‌ها هم مربوط است. نقش دولت و دستگاه عريض و طويل آن در اين خسارت‌ها و جسارت‌ها را ناديده نمي‌گيريم، امّا نقش ما و شما هم به عنوان رانندگان مغرور و مدّعي با توجّه به بدفرهنگي‌ها و بدرفتاري‌هايي كه در اين خصوص داريم ناديده گرفتني نيست. تغييرات فرهنگي و تربيتي در گفتار و رفتار آدم‌ها به كندي انجام مي‌گيرد. ژن تاريخي ملّت‌ها را به سادگي نمي‌توان تغيير داد. صدتا دولت هم را كه عوض كنيد، اولاً دولت‌ها كاملاً مجزّا و منفك از خلق و خوي ملّت‌هايشان نيستند و از همان ژن تاريخي بي‌بهره نيستند(!)، ثانياً عادت وتربيت و فرهنگي كه در طول تاريخ ذرّه‌ذرّه جمع شده و شكل گرفته و نهادينه شده است و به صِرف تغيير و تعويض دولت‌ها از ميان نمي‌رود.

بيژن گفت: واقعيّت به اين شكلي كه شما شرح مي‌دهيد نيست. سرنخ بسياري از تحوّلات اقتصادي و علمي را سياست‌هاي دولت است كه در دست دارد. تحوّل، وقتي در عرصه‌هاي اقتصادي و اجتماعي به صورت فراگير و كلان اتّفاق مي‌افتد و مديريّت مي‌شود، خصوصاً هرگاه كه با مقتضيات زمان و مكان سر سازگاري دارد، به نوبه خودش خلق و خوي مردم و همچنين عادت و تربيت تاريخي آنها را تحت تأثير قرار مي‌دهد و تغيير مي‌دهد. مردم‌ نمي‌توانند خودشان جداگانه جمع شوند و نقشه علمي و تحقيقيِ راه‌ها و جادّه‌ها را تهيّه و تنظيم كنند و با شركت‌هاي امين و صالح و متخصّص قرارداد ببندند و آنگاه در سراسر كشورشان "جادّة دوطرفه" را به "دو جادة يكطرفه" تبديل كنند! مي‌توانند؟ پس دولت را براي چه برمي‌گزينند؟

وحدت پرسيد: در فرض وجود دولتِ داراي حسن نيّت، به نظر شما چه دليلي دارد كه چنين دولتي چنان كار خيري را مرتكب نشود يا كم و كُند مرتكب شود؟! با اينكه گفته‌اند و مي‌گويند: در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست، چرا بايد واقعيّت براساس نقد و نظر شما چنين و چنان باشد؟

زهره وارد ميدان گفتگو شد و گفت: علم و عقيده، مي‌تواند هم موجب تسريع و تسهيل در انجام كار خير باشد و هم مي‌تواند چنين حركتي را به كندي و كسادي بكشاند.

ـــ اين دو موضوع چه ربطي به هم دارد؟

زهره در پاسخ پرسش داوود، توضيح داد: علم به معناي وسيع، آگاهي از تجربه و دانشِ بشر است. ما انگار تجربه‌هاي كساني را كه در چهار سوي دنيا به حلّ و فصل علمي اين قبيل مشكلات پرداخته‌اند، باور نداريم. در هر مورد اختلاف نظر داشته باشيم، در اين مورد كه آسفالت كردن و جادّه ساختن مستقيماً مربوط به كفر و دين نيست، قاعدتاً نبايد اختلاف نظر جدّي داشته باشيم. بهره‌گيري سريع و وسيع و عميق از تجربه‌هاي علمي و تحقيقيِ بشرِ عصر حاضر در ميدان عمل و از جمله استفادة حقيقي از فن‌آوري و دانشِ مديريتِ آن، به اعتباري مي‌تواند همان "علم" باشد، يا همانچه ما معمولاً از علم و درك علمي و كار علمي در دنياي كنوني‌مان مراد مي‌كنيم و منظور مي‌داريم ...

...امّا در اينجا منظور از "عقيده" چيست؟ به نظر مي‌رسد منظور از واژه "عقيده" در اينجا، نوع نگاه و طرز تلقّي يك دولت از "اولويّت‌ها و ضرورت‌ها" است. وقتي بودجه عظيم نفتي در اختيار دولت‌ها باشد و همه طرّاحان و سياستگزاران هم اتّفاق‌نظر داشته باشند كه "زيرساخت"ها و "زيربنا"ها در اولويّت است، بنابراين مي‌بايست حتّي در همان سال‌هاي جنگ تحميلي نيز براي اين امر اساسي و مهّم بلكه اهّم (در عرصه اقتصادي و سازندگي)، اقدام سراسري در مقياس ملّي و كشوري واقعاً انجام مي‌گرفت. اگر از منظر جنگ و دفاع نيز به اين موضوع نگاه مي‌كرديم، باز هم اساسي بودن و اولويّت داشتنش روشن بود.

فكري در ذهن جميل جرقّه زد: منظورت اين است كه مثلاً مردم و مديران هر دو شهر را كه داراي راه مشترك بودند و در دو سرِ راه مشترك مي‌زيستند، وارد ميدان مسابقة ملّي مي‌كردند و مي‌گفتند يك جادة جديد بالمناصفه و بالاشتراك بسازند؟ و ...

ـــ دقيقاً. يكي (قديمي) راه رفت و ديگري (جديد) راه برگشت. به استان برتر هم جايزه مي‌دادند. و به شهر برتر در هر استان. راستي اگر اينطور مي‌شد، آيا امروز باز هم اين سخن درست يا نادرست را مي‌شنيديم كه تلفات و خسارات جادّه، برابر با تلفات و خسارات جنگ است؟! معادلة جادّه و جنگ؟!...







+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 10:54  توسط جلال رفیع  |